دیشب برای خانوم کوچولو از کتاب شازده کوچولو قصه میخوندم
مادر خانومی و بابام داشتن باهم حرف میزدن که بین حرفهاشون اسمم رو شنیدم
بابام میگفت چقدر قشنگ قصه میخونم و کاش همه ی بچه ها شانس خانوم کوچولو رو داشتن که یکی انقدر قشنگ براشون شازده کوچولو بخونه..
راستش از ذوق لبخند زدم و فکر کنم تو خوابم لبخند میزدم...
حالا من که میدونم تعریف بابام یه جورایی قضیه ی علاقه به فرزند و ایناس و میدونم که قصه تعریف کردنم اصلا هم خوب نیست ولی شنیدن تعریفش خیلی چسبید:))
موفق باشی در کنکور
ممنونم مهربونم:)
چه قشنگ :)
کنکورتو خوب بدی
ممنونم :)))
مچکرم خوشگل خانوم:)
بعد از آلمان ، بازی برزیل رو هم خیلی دوس دارم ،
برزیل رو دنبال کن ، خوشت میاد √
ترجیحا به کنکور فردا فکر میکنم:(
عمه روشن عزیز دل


هردوتا لبخندتونو دوست دارم،
توی خواب و بیداری
خدا ولدین محترم تونو همراه عزیزان عزیز شون نگهه دار باشه
ای جانم:))
باران قشنگم:))
هم چنین خانواده مهربونت:)
همه چی زی زی گولویی هست تو دنیای شما!
همون مهربونی ات کافیه تا بچه بخوابه! خوش به حال این والدین
چه تعبیر قشنگی :))
زی زی گلویی:)))
نه بابا همچین تحفه ای هم نیستم:))
ولی ممنون برای تعریف:)
من که مطمئنم خیلی قشنگ قصه را تعریف کردی
کسی که اینهمه روان مینویسه
کسی که مهربونی لابلای کلماتش پیداست
معلومه که قشنگ قصه میخونه
وای تیلو خجالت کشیدم


راستش دیدت با مهربونی هست که لابلای کلمات مهربونی رو میبینی:))
به خاطر تعریفت ممنون دوست قشنگم:)
ای جاااانم
خوشبحال خانم کوچولو بخاطر داشتن تو
شنیدن تعریف و تمیجد حس بینظیربه
نه بابا


ممنونم به خاطر تعریف قشنگت:)
اره والا بنده که کیف نمودم
هنر قصه گویی، کم هنری نیست!
به شرطی که واقعا هنری باشه
و راستی تعریفی که پدرت داده
بفرس بعد صداتو ما هم گوش کنیم :)
اگر با صدات شبا خوابمون برد
معلومه پدرت راست گفته
و توی بلاگ اسکای بعد از صدای خودم
تو دومین صدای برتر هستی
خداییش اصلا صدام خوب نیست ...
و اصلا جزو صداهای برتر نمیتونم باشم
خانوم کوچولو که خوابش میبره..
خیلی اذیتشون کن
تنها راهش همینه
وگرنە اگه خیی مهربون باشی
تا بچه چهار یا پنجم میرن :/
خانوم کوچولو ناخواسته بوده و خودم بزرگش کردم به خاطر مشکلات مادر خانومی.